به مناسبت مسابقه وب لاگ نویسی بر آن شدم که بنویسم حتی اگر چند کلمه باشد . فرصت کم و حرف ها زیاد. بیماری ایدز همانند بسیاری از بیماریهای دیگر وارد ایران شد ، آمد ، چگونه آمدنی و ترساندند چه ترسانیدنی که شاید بترسیم و مبتلا نشویم. هنوز هم می ترسانیم و به دنبال نتیجه هستیم . هنوز هم به همه دنیا می گویند شک نکنید شما هم در همین لحظه شاید مبتلا به ایدز شده باشید. و یاد می دهند که چگونه پیشگیری کنیم و اگر احساس می کنیم رفتار پر خطری داشته ایم آزمایش دهیم تا به دیگران منتقل ننماییم. اگر معتاد شدیم از سرنگ مشترک استفاده ننمایم ، اگر ارتباط جنسی داریم از کاندوم استفاده نمایم و گاهی آموزش مهارت های زندگی به دور از توجه به اندیشه و ارزش های روحانی از جمله عفت و عصمت، توجه به سلامت جسم به عنوان مرکب روح، رهایی از عادات مضره ، سرور و شادمان روحانی، اهمیت خدمت به دیگران و....
گروهی از نوجوانان و جوانان را دعوت می کنیم به نام کارگاه ایدز و به آنها می گوییم که اگر مراقب نباشید ایدز می گیرید. آیا وقت آن نشده که باور کنیم به جز اطلاع رسانی درباره بیماری ایدز مانند بسیاری دیگر از بیماری ها باید بر روی ارزش ها و اندیشه ها ی نوجوانان و جوانان کار کنیم. وقت ان نرسیده که به آنها یاد بدهیم که سرور واقعی چیست؟ روش های شاد زیستن چگونه هستند؟ خدمت به دیگران چه معنایی دارد و چگونه باید باشد؟ مهارت های رفتار قاطعانه ، همدلی کردن، کنترل هیجانات، ارتباط موثر و... را بهانها بیاموزیم . تغییر پذیری و شرایط کار گروهی و اهیمت مشورت را با آنها کار کنیم. و بگوییم که اگر زندگی سالمی داشته باشند و آگاهانه برای سلامت جسمانی و روحانی خود قدم بردارند ، بجز در شرایط بسیار ویژه و غیر قابل کنترل،احتمال مبتلا شدن به بیماری های جسمانی و روانی را به حداقل خواهند رساند.
آیا نوجوان و جوانی که ارنباط جنسی را فقط در ازدواج میبیند (آن هم از نوع تک همسری)، از هر نوع عادات مضره دوری می کند و شادی خود را در خدمت به دوستان و جامعه خود و رعایت اصول اخلاقی پیدا می کند، برای سلامت جسمانی و روانی خویش و دیگران ارز ش قایل است ، جزء گروه هدفی قرار می گیرد که بروز رفتار پر خطر از او انتظار می رود؟
آیا این نوجوانان و جوانان کسانی نخواهند بود که افراد مبتلا به بیماری ایدز رابا آغوشی باز و صمیمی می پذیرند؟ برای مراقبت و نگهداری کودکان مبتلا به ایدز فعالیت می نمایند؟ برای آموزش و اطلاع رسانی به عموم مردم مشتاقانه برنامه ریزی می نمایند؟ و داوطلبان فعالیت های اجتماعی هستند و برای رشد و تعالی جامعه خود در تمام زمینه ها قدم بر می دارند؟
پس در آموزش نوجوانان و جوانان ، چه مطالبی را باید در اولویت قرار بدهیم و چه چیزهایی اصل و چه چیزهای فرع می باشند؟شاید یکی از جواب های اصلی اینکه چرا هنوز بیماری ایدز در دنیا متوقف نشده است؟ و روند رو به رشد خود را در بسیاری از کشورها دنبال می نماید را بتوان در جواب همین سوال ها پیدا کرد؟
این هم دوجمله از دکتر کن بلانچارد که خیلی دوستش دارم. به امید موفقیت برای تمام نوجوانان و جوانان ایرانی.
ما موجوداتي روحاني هستيم با تجربههايي انساني، نه انسانهايي با تجربهروحاني.
...همواره خودم و ديگران را تشويق مي كنم تا من خودمان را از سر راه خدا برداريم تا او بتواند كارش را انجام دهد. به خاطر داشته باشيد كه من، رفته رفته خدا را كنار مي گذارد. به درون بنگريد و بگذاريد تا خداوند در يافتن انگيزه هاي شايسته در زندگي به شما كمك كند. اگر چنين كنيد نخستين گام درجهت تبديل به انساني خوشبخت تر و خشنودتر شدن را برداشته ايد. به تعبيرگوته هرگاه كسي با تمام وجود تصميم به انجام كاري مي گيرد عنايت الهي همراه او مي شود.


